با سلام و احترام .
۴۲ روز تو
خط پدافندی کوشک بودیم .
یه شب در حال نماز جماعت خمپاره ای خورد رو سنگر درست برابر شانه چپ من
سقف سنگر را سوراخ کرد
و خاک ریخت رو شانه من ولی ترکشی تو نیومد
چراغ فانوس خاموش شد
همه به نماز ادامه دادند بجز پیش نماز که شیرجه رفت .
یادم نیست نماز را به جماعت تمام کردیم یا فرادی نماز تموم شد
سروصدای یکی از بچه ها از سنگر کناری بلند شد و داد می زد ترکش خوردم مرگ بر آمریکا و هی تکرار می کرد .
ترکش همین خمپاره به شکمش خورده بود .
برای درمان به پشت خط منتقل شد .