بسیجیه از سنگر پرید بیرون و داد زد
کمک….کمک…..بدادم برسید
دار و ندارم را بردند
زیر انداز، روانداز، دستمال، حوله حموم، سفره نون، سجاده، کمربند، سایبون….
هر چی داشتم یکجا بردند
رفیقش گفت:اینهمه چیزی چطوری آوردی تو سنگر
بسیجیه گفت:اینهمه چیز کجا بود
چفیه ام را بردند…..چفیه ام را بردند
سلامتی کسانی که تمام دارائیشان از دنیا یه چفیه بود