دسته‌ها
حاج حسین حدادزاده

خط پدافندی کوشک

باسلام و احترام.

تابسنان ۶۳ خط پدافندی کوشک (پاسگاه زید)

 به گروه ما ماموریت داده شد ورودی خط، دژبانی بگذاریم

 و آمد و رفت ها را کنترل کنیم.

 ظهر بود که مسیر را با طناب بستیم و مرحوم عباس محمدی نیا اولین نگهبان شد .

 پس از چند دقیقه صدای تیراندازی آمد

با پای برهنه از سنگر دویدم بیرون  .

 موتور تریل روی زمین افتاده لاستیک عقب پنچر

 یه رزمنده با شکم روی زمین افتاده

 و خون از شکمش بیرون می زند .

 با دیدن من داد زد برادر برس که مرا کشت .

 عباس چی شده ؟!هیچی به او ایست دادم نایستاد شلیک کردم . 

کلاش روی رگبار تیر اول به لاستیک 

دومی به شکم فرمانده گروهان 

بنام  پایدار

 وبقیه گلوله‌ها از بالای سر او به هوا پرتاب 

. با تلفن صحرایی با اورژانسی تماس گرفتم و موتور پنچر را که روشن مانده بود 

برداشته روانه اورژانس شدم 

که در بین راه رسیدم به آمبولانس

 برادر پایدار را بردند و خوشبختانه بخیر گذشت

 اما پایدار عزیز در یکی از عملیات‌های بعدی شهید شده است .

ماجرای احضار من و عباس توسط فرمانده گردان سردار علی اردکانی

 بماند برای بعد .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *