دسته‌ها
حاج حسین حدادزاده

زمستان 66 کوه گرده رش

باسلام و احترام.

حاج حسین حدادزاده

 زمستان 66 کوه گرده رش.
ماووت عراق.

==========

هوا ابری تیره.

 بسیار تاریک  و سرد.
 سنگر کمین حدود دو کیلومتر شاید بیشتر تا سنگر اجتماعی فاصله دارد .
 پاسبخش
 راه می‌افتد
رزمنده گوشه اورکت پاسبخش را میگیرد
 رزمنده دوم باید اورکت نفر جلویی را بگیرد . حرکت می کنند بسوی سنگر کمین

 اما هیچ‌یک جایی را نمی بینند حتی جلوی پایشان را .

براساس ذهنیت قبلی میروند .
 گاه در چاله پر از آب می افتند
 و گاه تا دم پرتگاه دره سمت راست میروند
 وگاه به تپه سمت چپ راه برخورد می کنند .
 و بالاخره بعد از مدتی به سنگر کمین میرسند .
 دو نفر جدید جای دونفر قبلی را می گیرند
و پاسبخش و دونفر رزمنده یخ زده به سنگر اجتماعی بر می گردند .
و این کار
چندین بار در شب‌های طولانی و بورانی زمستان گرده رش اتفاق می افتد .

دسته‌ها
حاج حسین حدادزاده

حاج حسین حدادزاده در کردستان

با سلام و احترام.
حاج حسین حداد زاده
===========
شنیده بودم ضد انقلاب های کردستان
اعم از کومله و دمکرات
رفتارهای عجیب ضد انسانی
با اسرای خود دارند  .
مثلا پاسداری جلوی عروس سر بریده اند
یا بچه ها را مثله می کنند
یعنی اعضای بدنشان را می برند .
فرمانده گفت بیا بریم بیمارستان بوکان سه تا شهید آوردند ببینیم.
کشوی سردخانه را باز کرد .
بینی و گوش و استخوان گونه ووو را به شکل فجیعی بریده بودند
بقیه بدن در کفن بود و ناپیدا .

دانش آموز بود
و جذب کومله شده بود
بعدا توبه کرده
و شده  بود از توابین.هفته ای یکبار بایستی خودش را به اطلاعات سپاه معرفی کنه. اوایل تابستان بود . گفت ضامن من می‌شوی دوماه برم شهرستان شاهین دژ برای دایی ام رو کمباین کار کنم .؟ بچه‌های  سپاه قبول کردند .رفت و بعد از دو ماه برگشت . از این جا باب رفاقت باز شد . بحمداللّه سه تا پسرش با  مدرک دکتری استاد دانشگاه هستند و هنوز رابطه امان برقرار است . تصور کنید اگر توبه نکرده بود……؟!